
متن مداحی
طوری تو را چیدند، دارالحرب پر شد این پیرمرد خسته، اصلاً نا ندارد زخمی که باشی، دست و پایت نا ندارد پهلو شکسته، اکبر و زهرا ندارد من بو کشیدم، تا تو را پیدا نمایم خون وحی درش سوخت بچم با مادرش سوخت دلم ای یار، شده زخمی گل و گلزار شده زخمی در به دیوار خورده انگار آخه دیوار، شده زخمی بازمین خوردنت هر روز منو کشتی، مثه اون روز نمیدونم سر زانوت روزی چند بار شونه زخمی، گونه زخمی حتی زیر چونه زخمی با زمین خوردن زهرا دل اهل، خونه زخمی باز داره اشکام در میاد این صحنه رو، دیدم زیاد زینب میخواد ببوسدت میترسه که، دردت بیاد ای عهدهدار مردم بی دست و پا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.