
متن مداحی
طوفان درد گرچه از پیکرم گذشته یک آه کی شنیدی از این حنجرم گذشته از غصه گُر گرفتم بگذار تا بسوزم هرچند سوختن از خاکسترم گذشته چیزی نمانده از من چشمم زدن مردم هرچند دود اسپند از معجرم گذشته گل را گلاب کردن در سوخت و دلم سوخت یعنی که از دو آتش عطر حرم گذشته از کوچه من نگفتم چادر به حرف آمد لعنت به پای نحسی که از معجرم گذشته چون قطره های اشکم هی قطره قطره خونم از سینه ام چکیده از بسترم گذشته نزدیک به دوماه است او را بغل نکردم چه روزهای سختی بر دخترم گذشته بنگر که برگ برگم چشم انتظار مرگم یاد خزان ز باغ نیلوفرم گذشته رحمت به روح جعفر اسماء خواهری کرد تا کس نفهمد آنچه بر پیکرم گذشته ای کاش جای مرحم تابوت را بسازی زحمت کشیدی اما آب از سرم گذشته دقت نما سر میخ اصلا برون نماند دیگر تحمل سنگ از ساغرم گذشته مانند قبل دیگر زهرا نمیشوم من از هُرم شعله زیرا بال و پرم گذشته ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.