
متن مداحی
عبد فراریام؛ به درت باز آمدم اقرار میکنم که گنهکارم و بدم اعلان صلح و آشتی از جانب تو بود باور نمیکنم که بخواهی، کنی ردم سنگینی گناه ز پایم فکنده است جز تو که دست گیرد؟! و جز تو که بخشدم؟! ای وای من! که چون به درت توبه میکنم سرمیزند دوباره گناه مجدّدم با آنکه عهد خویش شکستم هزاربار این دفعهی هزار و یکم، باز آمدم خواهی ببر به دوزخ و خواهی ببر بهشت من عاشق محمّد و آلمحمّدم معبود من! چگونه بسوزی در آتشش؟ دستی که من به دامن «آلعلی» زدم ره دور و لرزه بر قدم و قبر، پیش رو در زیر کوههای گنه، خم شده قدّم سرمایهی گداست، همان دست خالیاش من آمدم گدایی و خالی بود یدم میثم که نیست درخور بخشش، گناه او بخشی مگر به حیدر و زهرا و احمد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.