
متن مداحی
عدو تا شعله های کینه افروخت در خانه میان شعله میسوخت علی میدید اما دست بسته که شاخ وبرگ امیدش شکسته دری که سوخته در شعله ها شد به یک ضرب لگد از جا رها شد شرر بر قبله ی حاجات افتاد که از پا مادر سادات افتاد فشار در به رویش بیشتر شد زبانم لال زهرا بی پسر شد صدا زد با نوای آتشینی شدم من بی پسر فضه خذینی بیا من میروم دنبال حیدر که من میمیرم از این حال حیدر علی و ریسمان بر گردن ای وای اسیر دست دشمن بودن ای وای اگر چه بازویم گیرد بدانید رهایش میکنم زین خسته حالی
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.