
متن مداحی
عزیز بودم برای همه یه صبح تا غروب تموم شد و رفت عزیز بودم یه صبح تا غروب دقایق خوب تموم شد و رفت تا سرِ تو رفت تو سرِ نیزه گوشوارهی دخترتو بردن من با همین چشمای خیس دیدم پیرهن و انگشترتو بردن بعد تو عقب قافله با پای کوچیکم دویدم از کجا به کجا رسیدم (مَنِ الَذی اَیتَمَنی بابا) 4 کجاست عباس تا وقتی شما بودین به خدا یتیم نبودم کجاست عباس اگر عمو بود به جای بابا یتیم نبودم اون شب آخر توی آغوشش آروم و بیدغدغه خوابیدم اما حالا گوشهی ویرونه هر شبُ ترسیدم و لرزیدم جای ما که خرابه نبود خواب تو دیدم و بُریدم از کجا به کجا رسیدم بعد تو عقب قافله با پای کوچیکم دویدم از کجا به کجا رسیدم تا سرِ تو رفت تو سرِ نیزه گوشوارهی دخترتو بردن من با همین چشمای خیس دیدم پیرهن و انگشترتو بردن (مَنِ الَذی اَیتَمَنی بابا) 4
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.