
متن مداحی
عشق بازی کار هر شیاد نیست این شکارِ دام هر صیاد نیست عاشقی را قابلیت لازم است طالب حق را حقیقت لازم است عشق از معشوق اول سر زند تا به عاشق جلوه ی دیگر زند تا به حدی که برد هستی از او سر زند صد شور مستی از او شاهد این مدعی خواهی اگر بر حسین و حالت او، کن نظر روز عاشورا در آن میدان عشق کرد روبهرو جانب سلطان عشق بار الها این سرم این پیکرم این علمدار رشید، این اکبرم این سکینه این رقیه این رباب این زنان دست و پا در خون خضاب این من و این ساربان این شمردون این تن عریان میان خاک و خون این من و این ذکر یا رب یا ربم این من و این نالههای زینبم پس خطاب آمد زِ حق کی شاه عشق ای حسین ای یکه تاز راه عشق گر تو بر من عاشقی ای محترم پرده برکش من ز تو عاشقترم غم مخور که من خریدار تو ام مشتری بر جنس بازار تو ام هرچه بودت دادهای در راه من مرحبا صد مرحبا خود هم بیا خود بیا که میکشم من ناز تو عرش و فرشم جمله پا انداز تو لیک خود تنها نیا در بزم یار خود بیا و اصغرت را هم بیار خوش بود بر بزم یاران بلبلی خاصه در منقار او برگ گلی خود تو بلبل گل علی اصغرت زود تر بشتاب سوی داورت ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.