
متن مداحی
عشق سنو سال نمیشناسه کودکه کوهِ احساسه تو علمداریِ ارباب عبدالله هم مثل عباسه شنیدم که روی لبهاست علی العباس حسین تنهاست عمو جونم نخور غصه که عبدالله تو اینجاست خیمه و مقتلو وصالت گریه میکنم به حالت پشت سرم رقیه میگفت شیر مادرت حلالت ولله لا اُفارقو أمنی، ولله لا اُفارقو أمنی عشق تو از اّزل دارم روی دستام کُتَل دارم روی لبهام مثل قاسم طعم اّحلی مِن عسل دارم به هّل مِن ناصرت سوگند نمیذارم غریب باشی نمیذارم تا من هستم عمو شَیبُ الخضیب باشی گرفته مادرت عزا آه تو و غروب کربلا آه من میرمو میخونه راوی الشمرُ جالسٌ علی آه ولله لا اُفارقو أمنی، ولله لا اُفارقو أمنی بیتو از زندگی سیرم انتقامت رو میگیرم مثل حاجی شش ماهه توی آغوش تو میمیرم برا تو دستمو دادم بابام راضیه از دستم تو مقتل مینویسن که شهید آخَرت هستم میشه تو قتلگاه عمو جون نیزه شکسته کفن ما ده تا سوار با نعل تازه رد میشن از رو بدن ما ولله لا اُفارقو أمنی، ولله لا اُفارقو أمنی ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.