
متن مداحی
عشق مادر و فرزندی یعنی همین که لبخندی بزنی به دعای تو دل بستم میدونی که چقد هستم حسنی هوای قلبمو داری، منو تنهام نمیذاری مگه نه حسین و دوست دارن راستی خودت همینو میخواستی مگه نه به فدای تو ریحانه میخونم از تو جانانه، همه عمر به خدا چی از این بهتر علی امام و من نوکر، همه عمر مهربونی کرم داری روی دلم حرم داری، مگه نه وقتی کرببلا میری سراغمونو میگیری، مگه نه (نگران بودی کاش علمدارت بود، در امان بودی نگران بودی کشتهی گرسنهی دم اذان بودی نگران بودی)۲ گریه به اون ساعت گرم و تار میکنم مثل رباب از سایه فرار میکنم عالم و به داغ حسین، دچار میکنم مثل رباب از سایه فرار میکنم رو سیاه بودن نصف جمعی از همه، تو قتلگاه بودن بی ادب بودن خیلیاشون از کشتنت، عقب بودن نیمهی شب گریه به اون لباس میکنم خواب میبینم به شمر، التماس میکنم تنت رو از زیر لگد خلاص میکنم خواب میبینم به شمر التماس میکنم نیزه خم میشد هر چی بیشتر میگذشت، از تو کم میشد دشمنت بودن خیلیا فکر بعد کشتنت بودن روضهی قتلگاه تو مرور میکنم از بغل تن زخمی عبور میکنم النگومو میدم، سنان و دور میکنم با چادرم، کفن برا تو جور میکنم رأس تو میرود، بالای نیزهها من زار میزنم، در پای نیزهها آه ای ستارهی دنبالهدار من زخمیترین تن، نیزه سوار من عمه جانم عمه جانم، عمه جان قد کمانم...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.