
متن مداحی
عشق یعنی بیکرانی که کرانش زینب است عشق خورشید است اما آسمانش زینب است عشق یعنی آن ظهوری که شکوهش از علیست عشق یعنی آن نمازی که اذانش زینب است دین بجز حُب نیست یعنی که ستونش فاطمهست فاطمه آن بینشانی که نشانش زینب است قبلهای دارد جهان با نام ایوان نجف در نجف دیدم که نقش آستانش زینب است حا و سین و یا و نون و عین و شین و قاف اوست کاف و ها و یا و عین و صاد جانش زینب است کعبه است آن مَحملی که پردهدارش اکبر است کعبه است آن خیمهای که در میانش زینب است کربلا رود است و اقیانوس آرامش حسین کربلا منظومه است و کهکشانش زینب است شام چون خاک است و کاخش پیش او بر باد رفت کوفه چون کاه است تا کوه گرانش زینب است روی زانوی علمدار است نقش پای او حضرت عباس میداند توانش زینب است آنکه آهش شد حسین آنکه دادش شد حسن خوشبحالش که همیشه خانِمانش زینب است هفت دفعه میدهد حق را به نام او قسم حضرت صاحب زمان هم بر زبانش زینب است زینبیون سرفرازان قیامت میشوند سربلند است آنکه در مَحشر امانش زینب است **** منم دریایی دلخون، برام ساحل باش تلاطم دارم کاری برام کن داداش دلشورهی جدایی اینجا، موج میزنه میون سینم دارم توی سکوت اینجا بلا میبینم سنی گذشته دیگه از این خواهر جز تو کسی رو داره زینب اگر، بگو برادر (خیره شدی به گودی بیابون خیره شده به خاتمت سارِبون، غریبِ مادر) 2 (به منزلگاهِ آخر رسیدیم داداش) (اگه میتونی بیشتر جلو چشمام باش) 2 جمع کردی بچههاتو دورت جمع کردی اهل کاروونو چشمِ خیست ازم گرفته، سر و سامونو (دلواپسِ نگاهتم به اکبر) 2 خیره شدی به مَعجر هر دختر، عزیزِ خواهر به حلق اصغر و چشِ آبآور یهجور چرا میریزی اشک برادر؟ عزیزِ خواهر **** دنبال حیدر میدوید از پهلویش خون میچکید، ای داد بیداد **** دیوار کوتاه که بیاد هیزمم انگار کوتاه که بیاد میخ در کوتاه نمیاد، ای وای شلاق کوتاه که بیاد میخ داغ کوتاه که بیاد مغیره کوتاه نمیاد، ای وای **** قنفذ از راه از آن لحظه که آمد میزد تازه میکرد نفس را و مجدد میزد (بار بگشایید که اینجا کربلاست)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.