
متن مداحی
عصر است جمعهی دلگیر تو را میخواند دَم به دَم کوچهی تقدیر تو را میخواند مادری چشم به راه است بیایی از راه کنج خانه پدری پیر تو را میخواند عالمی منتظر جلوهی مولاییِ توست هر نفس قبضهی شمشیر، تو را میخواند ننگ بر ما چو ببندیم به غیر از تو امید صبح و شب عرصهی تدبیر تو را میخواند یازده قرن گذشت از غم تنهاییِ تو دل واماندهی ما دیر تو را میخواند مادری پشتِ درِ خانه صدایت میکرد مادری خسته، زمینگیر تو را میخواند دارد از حنجرهای خشک صدا میآید خواهری در غل و زنجیر تو را میخواند
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.