
متن مداحی
عقیلةَ العربم من، مرتضوی نَسبم من زینبم من زینبم من زینبم تو علمداری و من از تو علمدارترم یا عباس تو جگرداری و من از تو جگردارترم یا عباس اذن میدان بدهد یار خودت میدانی وسط معرکهها از همه کرّارترم ذوالفقار پدرم را کمرم میبندم دستمالی که به سر بست سرم میبندم بهخدا شیرزنم شیرِ خدا میداند راه این بیصفتان را به حرم میبندم عقیلةَ العربم من، مرتضوی نَسَبم من زینبم من زینبم من زینبم بین معرکه تا قدم بزنم مِیمَنه حسین مِیسَره حسنم شیشه هستم ولی از الماسم زینبم صفشکنِ خنّاسم امتحان کن به حسینم گفتم بهخدا شیرتر از عباسم عقیلةَ العربم من، مرتضوی نَسَبم من زینبم من زینبم من زینبم اولیا مخدّره یا زینب اِنسیه مطهّره یا زینب اسمی که جنون میده بر عالَم ذکر شاه بیسره یا زینب دختر حیدر کرّاره عفّت از چادرش میباره پیش او جبرئیل هم حتی تا زانو خم بشه داداره عصمتُ اللهی یا عقیله یا زینب مقصد راهی یا عقیله یا زینب تحت فرمانت کلّ عالمِ امکان خواهر شاهی یا عقیله یا زینب باوقار و با غضب یا زینب دختِ فاطمینسب یا زینب مادرم به راه تو راهیم کرد مثل مادر وهب یا زینب
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.