
متن مداحی
تو علمداری و من از تو علمدارترم، یا عباس تو جگر داری و من از تو جگر دارترم، یا عباس اِذنِ میدان بدهد یار خودت می بینی، یا عباس وسط مَعرکه ها از همه کرّارترم یا عباس ذوالفقار پدرم را کمرم می بندم، یا عباس دستمالی که به سر بست، سرم می بندم یا عباس به خدا شیر زنم شیر خدا می داند، یا عباس راه این بی صِفَتان را به حرم می بندم، یا عباس بین معرکه، تا قدم بزنم، مِیمَنه حسین، مِیسَره حسنم شیشه هستم ولی از الماسم، زینبم صف شکن خَنّاسَم امتحان کن، به حسینم گفتم، به خدا شیر تر از عباسم عقیلةُالعَربم من، مرتضوی نسبم من زینبم من زینبم من زینبم من رَجَز آن است که آغاز کند مَحشر را، یاحیدر خطبه خواندم که ببینند دَمی حیدر را، یاحیدر بشنود هر چه یهودی که در این عالَم هست، یاحیدر پدرم بود که انداخت در خِیبر را، یاحیدر شب صِفین که ماه از رخ حیدر می ریخت، یاحیدر یا علی از دو لبِ مالکِ اَشتر می ریخت، یاحیدر صبح فرداش همه غرق تماشا بودند، یاحیدر او قدم می زد و پیش قدمش سَر می ریخت، یاحیدر (یا علی مدد، با دَمِ عَلَوی۲)، زیر و رو کنم، مسجد اُمَوی هیچ کوهی نشود مانندم، حِرزِ یا فاطمه بازوبندم کوفه تا شام چهل منزل بود، من چهل تا در خِیبَر کندم عقیلهالعربم مرتضوی نسبم من
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.