
متن مداحی
دنیای بیامام به پایان رسیده است از قلب کعبه قبله ایمان رسیده است از آسمان حقیقت قرآن رسیده است شأن نزول سورهی انسان رسیده است وقتش رسیده تا به تن قبله جان دهند در قاب کعبه وجه خدا را نشان دهند روزی که مکّه بوی خدای احد گرفت حتی صنم به سجده دَمِ یا صَمَد گرفت دست خدا ز دست خدا تا سند گرفت خانه ز نام صاحبِ خانه مدد گرفت از سمت مستجار، حرم، سینه چاک کرد کوری چشم هرچه صنم، سینه چاک کرد وقتی به عشق، قلب حرم اعتراف کرد وقتی علی به خانهی خود اعتکاف کرد وقتی خدا جمال خودش را مَطاف کرد کعبه سه روز دور سر او طواف کرد حاجی شده است کعبه و سنّت شکسته است با جامهی سیاه خود احرام بسته است از باغ عرش رایحه نوبر آمده خورشید عدل از دل کعبه بر آمده از بیشهزار شیر شجاعت در آمده حُسن خدای عزوجل حیدر آمده جانِ جهان همین که از آن جلوه جان گرفت حُسنَش به اتفاق مَلاحت جهان گرفت ای منتهای آرزو، ای ابتدای ما ای منتهی به کوچهی تو ردّ پای ما ای بانی دعای سریع الرّضای ما پیر پیمبران، پدری کن برای ما لطف تو بوده شامل ما از قدیمها دستی بکش به روی سر ما یتیمها ما چون کویر تشنهی بارانتان شدیم کاسه به دست چشمهی احسانتان شدیم صد شکر از قبیلهی سلمانتان شدیم کافر به غیر گشته، مسلمانتان شدیم من که فقط به آب ولایت وضو کنم نانم حرام اگر که به غیر تو رو کنم پشت تو جز مقابل یکتا دو تا نشد تیر تو جز به جانب شیطان رها نشد حق با تو بود و لحظهای از تو جدا نشد خاک تو هر کسی که نشد، توتیا نشد ای شاه حُسن، با تو گدا معتبر شود آری به یُمن لطف شما خاک زر شود ای ذوق حُسن مَطلَع و حُسن خِتام ما شیرینی اذان و اقامه به کام ما تا هست مُهر مِهر تو بر روی نام ما ثبت است بر جریدهی عالم دوام ما این حرفهای آخر شعر است و خواندنیست پای تو هر کسی که نَمانَد، نَماندنیست بر حال عاشقم رسد امشب سلام مِی بر دل نشسته است چه شیوا کلام مِی امشب بیا به مِیکده با چشم خود ببین مستان به خاک مِیکده از قتل عام مِی ما مِی گسارهای خُم مرتضی شدیم ما شیعیان باده فدای امام مِی ساقی علی و جام مِیاش دست حیدر است جانم فدای ساقی و قربان جام مِی ما دم ز غیر حضرت حیدر نمیزنیم مِی جز به یاد ساقی کوثر نمیزنیم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.