
متن مداحی
عمری به هوایِ تو دویدم که بمیرم حالا به عزایِ تو رسیدم که بمیرم با اشک به یادِ تو نوشتم که کجایی افسوس به پایت نرسیدم که بمیرم آتش زده ای بر جگرم با نفس خویش آنقدر در این شعله دمیدم که بمیرم زنجیر زنم، سینه زنم، یک دهه با درد صد زخم بر این سینه خریدم که بمیرم ای کاش بسوزم نرسم تا دَمِ گودال این است تمامیِ امیدم که بمیرم روزی که شنیدم که چه شد با لب خشکش از سینه چنان آه کشیدم که بمیرم من طاقت خون روضه ی ناحیه ندارم آقا به تو سوگند بُریدم که بمیرم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.