
متن مداحی
عمری گریستی و غمت ناشنیده ماند در سینهات صدایِ تو، ای نورِ دیده ماند هیئت تمام شد، همه رفتند شامِ قبل اما هنوز، مادرِ قامت خمیده ماند از گریه چشم خون شد و مویَت سفید شد از ناله سینه آتش و رنگت پریده ماند ما کاری برای عصر ظهورت نکردهایم اینجا چقدر میوهیِ کال نچیده ماند احساسِ ما به آمدن تو چه فایده؟ وقتی کلامِ سیدِ ما ناشنیده ماند ظرفیت شنیدنِ یک روضه را بده عمری گذشت و مقتل آن سربریده ماند حق میدهم اگر به سر و سینه میزنی آخر بَر رویِ عمههایِ تو جایِ کشیده ماند ***** قربانِ آن دو چشم که گریانِ زینب است ای وای از غمت، شبِ طفلانِ زینب است
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.