
متن مداحی
عمّه بیا گمشده پیدا شده کنج خرابه شب یلدا شده به جرم این که ندارم پدر، زدن مرا شبیه مادر در پشت در زدن مرا گفتم اینجا رو نه دوست دارم بازارو، این بازارو نه هر کاری میکردن کاش این کارو نه این بازارو نه زِ خانهها همه بوی طعام بشنیدم ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم رواق خاکآلود شبستانی که من دارم کجا و شأن بیپایان مهمانی که من دارم کجا! خرابه بالشش خشته خرابه بسترش خاکه ببافم فرش قرمز رنگ با گیسوی خونینم به کار آید همین موی پریشانی که من دارم سر و رویت به هم خورده ولیکن باز زیبایی ندارد هیچ کس مثل پدرجانی که من دارم اگرچه خاکی هست اما شبیه تشت اصلا نیست بیا بنشین عزیزم روی دامانی که من دارم الهی بشکند دستی که محکم خیزران کوبید الهی بشکنه دستت مغیره از آن لحظه که دیدم بر دهانت نیست دندانی بَدم میآید از این چند دندانی که من دارم به جای دست از مویم بلندم کرد گلداره پیرهن من، دلت آب گرونه دامن من، دلت آب تازه بابام خریده گردنی نگاه به گردن من، دلت آب من نون و خرما خوردم، دلت آب هیچ وقت کتک نخوردم شد شمر رئیس قافله، کارش شکستنِ دله دستام همه شده کبود، پاهام شده پُر آبله عباس، چشمت روشن عمو دزدید یکی معجرمو عباس، چشمت روشن عمو دزدید یکی النگومو بارون ببار، مادرم تو آتیشه بارون ببار، یاسو کندن از ریشه بارون ببار، اگه میشه اگه بارون بباره، دیگه مادر نمیسوزه اگه بارون بباره، دل حیدر نمیسوزه اگه بارون بباره، لااقل در نمیسوزه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.