
متن مداحی
(عمّه جان بیا و بنگر، که رسیده نور چشمان تر من)۲ بر تن زنان بگو که، این سر بریده باشد پدر من وای شام تارم سحر شد، (غصه هایم به سر شد)۲ وای ای پدر در فراقت، دخترت خون جگر شد (بابا حسین جان، بابا حسین جان)۲ حالا که کنارم هستی، بنشین تا درد دلهایم بگویم وای، یک شبی در بیابان، (گم شدم ای پدر جان)۲ وای، زجر ملعون رسید و حال من شد پریشان (بابا حسین جان، بابا حسین جان)۲ (یادت هست که روزگاری در مدینه بین آغوش تو بودم)۲ بنگر اینک ای پدر جان، پای پر آبله و تن کبودم وای ای بلایت به جانم، (کرده داغت خزانم)۲ وای شده کم سو دو چشمم، همچو زهرا کمانم (بابا حسین جان، بابا حسین جان)۲ (با اینکه شبیه عمّه، شدهام پیر و زمین گیر و خمیده)۲ بر خونَت قسم پدر جان، تاری از موهام و نامحرم ندیده وای داده عشقت به بادم، دیگر از پا فتادم وای همچو عمّه به دشمن، (معجرم را ندادم)۲ (بابا حسین جان، بابا حسین جان)۲ چون جسم صد پارهی تو، ای پدر گسستهام تار و پودم این زلفِ غرق خونَت، زده آتش به تمامی وجودم وای، شدهام زار و خسته، (دل به ماتم نشسته)۲ وای، سر من هم شبیهِ سر پاکت شکسته بابا حسین جان
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.