
متن مداحی
عموجان، عموجان، ببین که چون گل پژمردم عموجان، عموجان، برس به فریادم مردم جان به لب شد قاسمت شهیدِ راهِ مکتب شد هستی ام فدای عشقِ زینب شد بدنم غبارِ سُمِّ مرکب شد درخون غلطانم عمو تورا می خوانم عمو جانم عمو جانم عمو یتیمِ، کریمِ، مدینه را تنها دیدند به سویم، به رویم، زسنگِ کین گل پاشیدند تا که افتاد، به زمین تنم، شدی تو دشمن شاد تیر و نیزه بوسه ها بررویم داد زیردست وپایشان رفتم ازیاد خون شد دهانم عمو تو را می خوانم عمو جانم عمو جانم عمو به صحرا، که بابا زدیدنِ من می خندد نشسته، به دستِ، خودش دو چشمم می بندد پیکرم را، برسان به مادرم درخیمه ها تا که بنگرد که یک روزه اینجا پسرش شده چه خوش قدّ و بالا نقش میدانم عمو تو را می خوانم عمو جانم عمو جانم عمو
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.