
متن مداحی
عمو بیا تا نفس بگیرم باز بتونم إِن تُنکرونی فأنا ابن حسن بخونم عمو بیا کنارِ قاسم،سر روی پات بذاره قاسم دیگه توون نداره قاسم من مثل تسبیح پاره پاره،تو مثل بارونی از ستاره که داره روی سرم می باره من مثل یک طرح کَنده کاری تو اومدی چون باز شکاری تا که بدی قاسمت رو یاری عموحسین جان عموحسین جان عمو ببین پیکرم همه ترک ترک شد نقش سُم مرکب عدو رو تنم حک شد از بابای من کینه داشتند چه بغضی توی سینه داشتند نقشه رو از مدینه داشتند بغض جمل رو تلافی کردند نعلا رو جسمم صحافی کردند خوب تنمو موشکافی کردند تنم بلای جمل کشیده نیزه منو تو بغل کشیده تنم شده چون عسل کشیده عموحسین جان عموحسین جان عمو نگاه کن شدم شبیه مادر تو شدم شبیه علیِ اکبر، پرپر تو می بینی زانوی شکسته می بینی بازوی شکسته می بینی پهلوی شکسته جونمو دادم تو نوجوونی تقدیم تو این کاکل خونی این گل سرخ و قابل می دونی بابام کجاست از دنیا شدم سیر اونا که تابوتشو زدن تیر دیدن منو می زدن با شمشیر عموحسین جان عموحسین جان
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.