
متن مداحی
عمه بیا گم شده پیدا شده کُنج خرابه شب یلدا شده چشم را روشنیِ مختصری نیست که نیست و از امید در این دل اثری نیست که نیست من همین اول عمری به خدا فهمیدم آخر عشق به جز خون جگری نیست که نیست وقتی از ناقه بیافتی به دادت نرسند میشود گفت که دیگر پدری نیست که نیست جان من هرکه کُتک خورد غریبانه شکست عمه زینب تو نباشی سِپری نیست که نیست باید انگار بمیرم که به بابا برسم چه کنم؟ راه وصال دگری نیست که نیست نکنه رو به رومی خودتی یا عَمومی نشناختمت هنوزم خودت بگو کدومی صورت نصفه نیمه حال سرت وخیمه به همه گفتم این سر تموم زندگیمه منو زدن دشمنت سرم ریخت منو زدن صورتم بهم ریخت تو رو زدن تو رو زدن نیزهها و خنجر تو رو زدن پیش چشم مادر
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.