
متن مداحی
غرق خون شد غروب ذوالجناح سم مکوب این غروب آفتاب زینب است آسمان در اضطراب زینب است آمده زلزله، می کنم هروله فاطمه را صدا مزن جان برادر این گونه دست و پا مزن جان برادر او می دوید و من می دویدم او سوی مقتل، من سوی قاتل او می نشست و من می نشستم او روی سینه، من در مقابل او می کشید و من می کشیدم سر آن نازنین بده پاسخ بعد ده ضربه شد جدا یا نه؟ خواست تا زجر کش کند او را سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد برادر زینب *** خداحافظ ای برادر زینب *** خودم دیدم که صحرا لاله گون بود پر از انا الیه راجعون بود خودم دیدم سرش را می بریدند اگر کشتند چرا آبت ندادند
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.