
متن مداحی
غروبی آتشین و غرق اندوه زمین و آسمان ماتم گرفته رسیده کاروان آل حیدر تمام سینهها رو غم گرفته همه دلها شده غرق تلاطم دو چشم ساربان خیره به صحرا چنین گوید به زیر لب که ای در ببین آمد حسین فرزند زهرا مُرَمِّل بِالدِّماء سردار زینب... امیر کاروان چون شمس عالم هزاران ماه گردون بیقرارت ز یک سو قاسم و عباس و جعفر ز یک سو اکبر لیلا کنارت دل زینب شده شد بیت الاحزان غبار غم نشسنه بر رخ او مُرَمِّل بِالدِّماء سردار زینب... حسین حسین... ببین که این بیابان بوی گل بود نشیند بر مشام دل حسین جان سرت از تن جدا ترسم که آخر ببینم روی نی در این بیابان الا ای کاروان محمل به پا کن که اینجا قتلگاه آل زهراست به دشت کربلا از راه دوری رسیده کاروان شور و احسان قرار اهل بیت و قلب مولا لواء الطف بود در دست عباس مُرَمِّل بِالدِّماء سالار زینب... حسین حسین... دلداز این کاروان برده علمدار همه اهل حرم مدهوش عباس به دست او بوَد دست رقیه علی اصغر بوَد بر دوش عباس حسین بن علی سالار عشاق دو چشمش از غم تو غرق خون است نگاهش بر علمدار جوان و به لب اِنا عِلَیهِ راجعون است مُرَمِّل بِالدِّماء سالار زینب..
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.