
متن مداحی
غزلی تازه در انداز سخن بیشتر است همه شبها دگرند و شب جمعه دگر است شب جمعهست نگو کربُبَلایی نشدم کربلا مجلس روضهست همین دوروبر است کربلا منتظر ماست بیا تا برویم مادری روضه بهپا کرده بیا منتظر است شب جمعهست به یاد لب عطشان حسین عالمی سینهزن و مادر او نوحهگر است باز با بانگ بُنَیَّ همه آفاق گریست آفرینش همه از نالهی او در شرر است روضهخوانم منو هرگز نرود از یادم ریشهی نیزهی گودال همان میخِ دَر است جوجهای گم شده بین در و دیوار فقط آنچه بر روی زمین ریخته یک مشت پَر است تکیه بر نیزهی غربتزده و میبیند آه عباس! کجایی که حرم در خطر است بهخدا لشکر دشمن همه میدانستند که علیاصغر او از پدرش تشنهتر است از سر نِی سر بابای غریبش میگفت: بهخدا از همه سرها سر ششماهه سر است داغ فرزند کشندهست همه میدانند بدتر از زخم گلو آتش زخم جگر است خنجر شمر کجا کشتن ارباب کجا؟ بنویسید پدر کشتهی داغ پسر است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.