
متن مداحی
غم دل با که بگویم که بوَد مَحرم رازم بنشینم به فراق رخ دلدار بسازم من همان بلبل وحیام که به ویرانه نشستم تا گلم آید و او را به نوایی بنوازم بابا بابا، مَن الّذی اَیتمنی... شامیان خوار مبینید مرا گوشهی ویران بهخدا من گلِ گلزار خدا بوی حجازم بگذارید بگریم که شبیه است به زهرا عمر کوتاه من و گریهی شبهای درازم اشک نگذاشت که در آتش فریاد بسوزم گریه نگذاشت که در سوز دل خود بگدازم خم ابروی تو محراب نمازم شده است جان گرفتم به کف از بهر قبولی نمازم همه خوابند و منِ غمزده بیدارِ تو هستم شاهدن این گلوی بسته و این دیدهی بازم چه شد آن کودکِ شامی که مرا زخم زبان زد تا که در پیش نگاهش به وصال تو بنازم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.