
متن مداحی
فاطمه جنت و ذریه ی او گلهایش شیعیان برگ و علی سرو و نبی طوبایش روح ما بین دو پهلوست نبی را نه عجب گر دهد جان به علی از دم روح افزایش کیست این دخت که گلبوسه ی بابا شکفد گه ز بازو، گهی از سینه، گه از سیمایش هر که شد سائل او، خلق جهان سائل اوست هر که شد بنده ی او، بنده همه دنیایش فضه ای داشت که نشنیده کسی تا سی سال غیر قرآن سخنی از لب گوهر بارش که گمان داشت که با آن همه اجلال و شرف بین دیوار و در آزرده شود اعضایش پای بِگشاد که قرآن نرود از دستش دست بگشود که از پا نفتد مولایش او نفس می زد و زینب ز نفس می افتاد او به لب یا أبا، این به ناله ی وا امایش
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.