
متن مداحی
فتادم از پا به ناتوانی اسیر دردم چنان که دانی رهایی از غم نمیتوانم تو چارهای کن که میتوانی بعد سی سال عزاداری، من هنوز هم عزادارم من هنوز آخه تو فکرِ ضربهی درب و دیوارم هنوز تو کوچهها یادِ مغیره میده آزارم میدونست که نمیتونم، ذوالفقارم رو بَردارم اشک اَبَاالحسن در اومد، قُنفُذ تو روی من در اومد له شد یه مرد جلوی مردم، فقط داد یه زن در اومد (زهـــرا بـیـا کـنـارم، خـسـتـهی روزگـارم) 3 *** به آه سردم، به اشک داغم به خون فرقم، بیا سراغم یه باغبونم که پیش چشمم یه روزی آتیش گرفته بالم باز به یاد در و دود و خاک و خاکستر افتادم سرت وقتی به دیوار خورد، پشت در با سر افتادم پا شدم دیدم افتادی، این دفعه بدتر افتادی میشِمُردم نفس هاتو، از نفس آخر افتادی باز حَسَنِینَم غرق دردن، دور سر بابا میگردن باید که تنهاشون بذارم، تابوتمو آماده کردن (زهـــرا بـیـا کـنـارم، خـسـتـهی روزگـارم) 3 *** همیشه خِیرت به من رسیده به من هم از تو کفن رسیده میدونم اینو از اون کفن ها یه دونه هم به حـسـن رسیده اما هر چی که میبینم، یک نفر بیکفن مونده فاطمه از توی بُقچت، واسه اون پیرهن مونده پیرهنی که میگه زینب، عمریه پیش من مونده وای از اون روز که میبینه، از حسین پاره تن مونده اون پیرهن میره به غارت، زینب من میره اسارت دیگه نگم که ته گودال، به اون بدن میشه جسارت (ای بیکفن حسیـنم، عریان بدن حسیـنم) 3 ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.