
متن مداحی
فضا سیاه شد از دود آه اهل حرم چنانکه گفت به ظلمت من از تو تیره ترم غبار و گرد و اسیری نشست رویِ سرم ز تند باد حوادث شکست بال و پرم غریبه گان مُرُوَت حیا نمی کردند ز هیچ گونه جنایت اِبا نمی کردند ستاره گان حرم را به ریسمان بستند بگو ز جور، زمین را به آسمان بستند بسا قمر که زِ ابر تپانچه ها پوشید چه یاس ها که لباس بنفشه را پوشید میان آن همه لشگر چو بی کسم دیدند به اشک بی کسی ام ناکسانه خندیدند ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.