
متن مداحی
فلک چه گویم، ز دست جورت ربودی امشب، تو گوهر از من گوهر چه گویم، که برگرفتی عزیزِ جانِ، پیمبر از من سپهرِ ماتم، به دامنِ خود فزون تر از حد، ستاره داری به نامُرادی، ز چشم گریان چرا گرفتی، صداختر از من فدک ز داغش، به ملک عالم به اوج هرمان، غریب ماندم ز من ربودی، انیس و همدم بگو چه خواهی، تو دیگر از من فلک پس از او، اگر ز خانه بسوی مسجد، شوم روانه بگو چه گویم، اگر بگیرد نبی سراغی، زِ دختر از من بهار عمرم، ز غم خزان شد چنین غمی را به کس نگفتم کنون به هجرش، فلک تو بر او غم نهان را، به همسر از من (مولا مولا، علی مولا)3
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.