
متن مداحی
راهمونو بست فکرشم نمیکردم مادرم نشست فکرشم نمیکردم گوشواره شکست فکرشم نمیکردم یکی نبود بگه نامرد بس کن یه زنه فکرشم نمیکردم اینجور بزنه قدّم نرسید آخر حالا منم و حسرت من موندم و یه کوچه من موندم و خجالت آه مادرو نه نمیره از یادم من دوشنبه رو نه نمیره از یادم دیوار و سر و نه نمیره از یادم سند غربت بابا امضا شده بود نه نمیره از یادم اون روی کبود لبخند رو لبای بابامونو گرفتن بیدینای مدینه دنیامونو گرفتن روزگار من با غم دلم سر شد حال مادرم هر دقیقه بدتر شد درد پدرم دیگه چند برابر شد نمیدونم چرا دستاش بالا نیومد هِی نفس نفس می زد حرفی نمیزد سنّی ندارم اما موهام همه سپید شد دیدی سر جوونی ناموس ما شهید شد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.