
متن مداحی
فکری برای پر زدن بال من کنید من را اسیرِ زلفِ امامِ حسن کنید *** آقا شنیدهام جگرت شعلهور شده بی کس شدی و نالۀ تو بی اثر شده پیش حسین سرفه نکن، آه کم بکش خون لختههای روی لبت بیشتر شده یک چشم خواهرت به تو یک چشم به طشت طشت مقابلت پر خون جگر شده از ناله هات زینب تو هول کرده است آیا که باز واقعه ای پشت سر شده ای وای از مصیبت تابوت و دفن تو وای از هجوم تیر و تن و چشم تر شده میگفت با حسین، اباالفضل وقت دفن این تیرها برای تنش دردسر شده موی سپید و کوچه و تابوت و زهر و تیر دوران غربت حسن این گونه سر شده یک کوچه بود موی حسن را سپید کرد یک اتفاق بود که او را شهید کرد ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.