
متن مداحی
قامت خمیده بود ولی سرفراز بود زهرا میان آتش و خون در نماز بود (در را شکست آن که نفهمید هیچ وقت حتی به روی او درِ این خانه باز بود) ۲ از فضةُ خُذینیِ او اینقَدَر بدان وضعی درست شد که به یک زن نیاز بود بازوش سرّ قوت بازوی مرتضیست اما غلاف در پی افشای راز بود حبل المتین شده است گرفتار ریسمان مضطر شده همان که خودش چاره ساز بود (امان ز میخ که کج رفت سمت پهلو رفت امان ز در که شکست و بلای زهرا شد)۲
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.