
متن مداحی
قرآن چرا به روی زمین افتاده است شمرِ لعین به صفحهی آن پا نهاده است دیدم به چشم فاطمهی خود عمو حسین زهرا کنارِ مقتل تو ایستاده است بعد از علیِ اصغرِ تو نوبت من است این آخرینِ جرعه و دُردی باده است دستم شکست و ناله زدم فاطمه مدد عباسِ مرتضی به من این یاد داده است زهرا اگر که سینه شکسته به راهِ عشق عبداللَّهَت به راه تو سینه گشاده است باید تو را به خیمهی زینب برم عمو بنگر که لرزه بر تنِ عمه فِتاده است بوی حسن گرفته تمامی قتلگاه گویا دگر زمانِ گذشتن ز جاده است ای دشمنِ سواره به نامردی آمدی از روی اسب نیزه مَزَن او پیاده است
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.