
متن مداحی
قرارمون نبود بیای بری دیر اومدی و زود میخوای بری! امشب این خرابه، با تو کربلا شد! روضهی غروبِ قتلگاه به پا شد گوشوارهای که تو خریدی نگو زیرِ لگد همش میگفتم عمو وای .. اونی که ره میبست ولم نکرد تو غل و زنجیرم ولم نکرد! گریه کن بابا جون، به مصیبت من جای دست زجره روی صورت من زورشونو نشون میدادن به من فایده نداشت هرچی میگفتم نزن وای ... غریبگی نکن با دخترت چرا میاد هنوز خون از سرت؟ آسمونِ چشمام باز بارون گرفته از تنور سرِ تو بوی نون گرفته! هر جوری بود ازم گرفتن تورو تا که نریختن تو خرابه برو وای...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.