
متن مداحی
قرار رفت تو که از کنار ما رفتی بهار رفت از این روزگار تا رفتی نماند عید برای کسی از اهل زمین از ان زمان که تو از ارض بر سما رفتی چقدر امده ای میهمانی دل ما همین که دیدی خالیست از خدا رفتی به بزم روضه غریب امدی و غریب مثل همیشه ای اشنا رفتی همه به دیدار مادر روند اول سال بگو عزیز فاطمه امروز تو کجا رفتی مرا دعا کن اگر زائر مدینه شدی مرا دعا کن اگر که به کربلا رفتی سلام خاک درت را به مادرت برسان اگر عیادت بانوی اب ها رفتی اتش پس از تو با نفسم اشنا شده تاول انیس محنت صاحب عزا شده این روز ها فقط نگرانی فاطمه در کنج خانه بی کسی مرتضی شده دادند بس که دق جگر دختر تو را بعد از تو نا گزیر به مردن رضا شده حالا که راحتی همه مرگ فاطمست کل مدینه دست به کار دعا شده موی سفید و قد کمانی رخ کبود اوضاع من برای سفر رو به را شده حتی مجال اه کشیدن نمی دهد این استخوان خرد شده جا به جا شده لج کرده درد با نفس نیمه کاره ام مانده ام که از چه دنده ای امروز پا شده فضه به معجرم گره کور می زند از بس که بی محل دهن زخم وا شده از من تقاص دوستی ات را گرفته اند با تازیانه اجیر کسی می ادا شده جا خورد علی ز دیدن تابوت در حیاط هی گریه کرد و گفت بگو اشتباه شده نه وصله می شود نه رفو ارث دخترم از چکمه مغیره چه بد نخ نما شده مانده فقط تمام شود دور گردنش پیراهنی که توشه کربلا شده با تو تنور شوق سفر گرم می شود از هرم سوز و اه جگر گرم می شود چشمی که یک شب از غم تو روی هم نرفت امشب برای خواب سحر گرم می شود شب های سرد صورت یخ کرده ام فقط با اشک دوری تو پدر گرم می شود با خون سر رقیه در بند سلسله از سنگ های بین گذر گرم می شود در معرض نگاه تماشاچیان دلم با چشم غیرتی قمر گرم می شود تفریح بچه ها شده پرتاب سنگ و چوب یک شهر با یتیم تو سر گرم می شود تاخیر من ببخش لبم مشت خورده است کم کم برای بوسه سر گرم می شود
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.