
متن مداحی
قسَم به این صدای قرآنت که هنوز تُو گوشمه قسَم به این پیراهن خونیت که توی آغوشمه دلم آروم نداره ببینمِت دوباره کوچه به کوچه بارِ جدایی رُو دوشمه تا کوفه و شام، پِیِ سرِت اومدم منزل به منزل، با مادرِت اومدم حالا نگاه کن، با دستای بسته من به محضرِت اومدم دیدنِ آب مَنو کُشت حال رُباب مَنو کُشت مَنو ببخش امّا بزم شراب مَنو کُشت... ***** قسَم به این زخمایی که تازهست هنوزَم از کربلا قسَم به این حال پریشونِ یادگارِ کوچهها اهل حرَم رو پیر کرد اون همه غصّه و غم طعنهی شهر نامَرد اون چشمای بیحیا پیکار میکردم، با نالههای دلم با ردِ خونم، روی چوبهی مَحمِلم امّا امون از کوچه و بازارِ شام دردی که شد قاتلم زجر مدام مَنو کُشت جهل عوام مَنو کُشت جای تو خالی بود بازار شام مَنو کُشت دیدنِ آب مَنو کُشت حال رُباب مَنو کُشت مَنو ببخش امّا بزم شراب مَنو کُشت...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.