
متن مداحی
قصه قصه اتیش نیست قصه قصه هیزم نیست قصه قصه نا مردی مردم نیست قصه اینه تا در افتاد من افتادم مادر افتاد من افتادم با سر افتاد من افتادم افتاد و افتادم قصه قصه بازو نیست قصه قصه پهلو نیست قصه قصه زخم کنج ابرو نیست قصه اینه فضه بردن بابام و نه بابام و مولام و کاش می بستم چشمام و کی میره از یادم تا در افتاد من افتادم مادر افتاد من افتادم با سر افتاد من افتادم افتاد و افتادم قصه قصه امروز نیست قصه قصه فردا نیست قصه ای به جز کربلای ما نیست قصه اینه پیش خواهر یه برادر پیش مادر سر اصغر بوسه من زیر حنجر جای همه اجدادم تا در افتاد من افتادم مادر افتاد من افتادم با سر افتاد من افتادم افتاد و افتادم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.