
متن مداحی
قلبم را غمت رها نمیکند دل بی تو دمی صفا نمیکند حتی مرگ مرا جدا نمیکند آه از تو ای جانم تویی نوای عاشقان میخوانم به هر بهانهای تو را اشک از من برکت اشک ده آقا اه از تو ای ذکرم تلاوت قرآن در چشمم ترانهی باران ای بر تو سلام شهیدان میمیرم از عشق تو حسین جان دردم را همیشه تو درمان کشتی نجات محبان مدیونم به حضرت منان عبدش را سپرده به سلطان اربابم امیری حسین جان (3) این دل را چرا صدا نمیزنی لبخندی به این گدا نمیزنی حرفی از برو بیا نمیزنی بیتابم من میمیرم در آرزوی کربلا خاکم کن مرا بهسوی کربلا پر کرده هوامو بوی کربلا بیتابم من تو نوری چراغ مسیری خوش عطری تو مشک عبیری کم گفتم تو خیر کثیری دستامو همیشه میگیری دریایی به فکر کویری از فکرم یه لحظه نمیری شد فکرم امیری حسین و شد ذکرم و نعم الامیری اربابم امیری حسین جان(3) جز این در نمیزنم به هر دری مینازم به لحظههای نوکری این عشقی که بوده ارث مادری آقا جانم ای نان حلال سفرهی پدر ای درد همیشه گرم و شعلهور ای بر لب سلام اول سحر آقا جانم ای جانم فدای تو سرها مادرها تمام پسرها نوکرها تمام پدرها ای غرق رخ تو قمرها ای ذکر تو در ضربانم در موج تو در جریانم حالا با تمام وجودم سرباز امام زمانم اربابم امیری حسین جان(3)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.