
متن مداحی
با فرق شکسته و مجروح تو بستر افتاده شیر خدا و هست روضه مُبهم آخه شیرِ جنگِ اَحزاب و بَدر و خیبر برا چی باید بشه مغلوب اِبنِ ملجم نه هیچ موقع نمیشه مغلوب شیرِ بَدر و خَندق و خیبر اما گفت بعد نبی بودم همواره غریب و بییاور قصه شروع شد از اونجا که چند روز بعداز دفن پیغمبر ریختن توی کوچهی مولا توهین شد به سورهی کوثر زهراشو کشتن چند مرد جانی محسن رو هم کشت ضربهی ثانی ما بین آتیش در محن سوخت کلّ وجود اُمُّ الحسن سوخت علی المظلوم واویلا... شیری که با دوتا انگشتش خیبرو کَند سی ساله با گریه میباره کنج خونه آخه توی روز روشن دید پیش چشماش دشمن حمله کرد به زهراش با تازیونه امشب یادش اومد اون روزو که سیصد دادن آزار حمله کردن طرف خونه زهرا بود بین در و دیوار آتیش کوچه رو میبینه میرسه تا کربلا یک روز دختراش تو کوفه آواره میشن با مصیبتی جانسوز میرن اسارت زینب و کُلثوم همراه نیزه با شاه مظلوم دختر حیدر آواره میشه کنج خرابه بیچاره میشه یارالی ننه... کمک کنید به بابام حیدر کمک کنید آتیش گرفت در کمک کنید توروخدا یکی بیاد واویلا واویلا... در حاشیهی برگ شقایق بنویسید گل تاب و توان در و دیوار ندارد حسین حسین... خشکی لبات زده آتیشم با داغت حسین دارم آب میشم آب میشم با غم تو عذاب میشم دارم خونه خراب میشم حسین جانم یادم نمیره که سرت جدا شد از قَفا رو خاک داغ صحرا میزدی تو دست و پا غریبونه مادرمون و میزدی صدا فدای غربتت بشم غریب کربلا به یاد داغ تو خونه چشِ ترم ازم گرفتنت غریب مادرم اگر کشتن چرا آبت ندادند کفن بر جسم صدچاکت ندادند مسلمانان حسین مادر ندارد غریب است و کسی بر سر ندارد غریب گیر آوردنت... هذا حسینٌ مُقَطَّعُ الاعضا.... گلی گم کردهام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت حسینم وا حسینم وا حسینم وا...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.