
متن مداحی
قُلهی غِیرَت، تویی اوج تَجَلیِ احساس جِلوهی حیدر، توی معرکه حضرتِ عباس هر کَس اومد، روبروی قَمَر افتاده زمین، بدونِ سَر تو چشماش، نمیشه نگاه کرد وقتی که، غَضَب کُنه قَمَر تو شمشیر نمیخوای، تو سینه سِپَر کن به دشمن نظر کن، حریفت میره تو شمشیر نمیخوای، تو حیدر نشونی رَجَز که بخونی، قیامت میشه تو صحرا لُقمان زانو زد، به ادب در خونهی عباس رقیه دیده، آسمون رو رو شونهی عباس این زلزله است، یا نعرهی یَلی عباس یا مرتضیٰ علی رو در روش، کَسی اگه بیاد نابود میشه بی مُعَطَلی تو جوشن نمیخوای، تو سینه سپر کن به دشمن نظر کن، میلرزه ستونِ لشکر تو جوشن نمیخوای ،خودت ذُوالفَقاری حریفی نداری، تو کَراری مثلِ حیدر
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.