
متن مداحی
قوم ستم عیادت من را بهانه کرد دشمن چه ها که با دل رنجور من نکرد حالا چه وقت حیله ی احوال پرسی است بیزارم از عیادت این قوم، فرد فرد من یا علی به عشق تو لب بسته ام ز آه غوغا کنم وگرنه به یک ذره آه سرد این خانه، خانه ی تو و من هم کنیز تو یعنی علی نکرد عدو را ز خانه طرد عمری تو گرد روی پیمبر شدی فدا حالا مگو که دور سر مرتضی نگرد یک مرد اگر به عالم امکان بُود تویی مانند تو به خانه نشینی کجاست مَرد؟ من قصد کرده ام که تلافی کنم علی خورشید خانه نذر تو ای ماه شب نورد زهرا ز درد پهلوی خود شِکوِه کی کند؟ این غربت علی است که دارد هزار درد دست خدا چه شد که در آن کوچه بسته شد یاری مگر نداشت ولایت در آن نبرد آیا کسی ز محرم خود رو گرفته است ؟ تنها منم که کوچه به رویم نشانده گرد بیرون ز فکر غربت حیدر نمی روم شب را به صبح می برم اما به رنج و درد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.