
متن مداحی
لالایی بهارم که رنگ خزون داری بمیرم برا تو رو لبهات نشون داری چی میشه یکم طاقت بیاری چرا جون نداری چرا خشکی و زردی توی این شلوغی چرا ساکت و سردی میدونم تو میری که برنگردی دعا خونده مادر که بارون بباره چقدر گریه کردم عمو آب بیاره دعاهام قبول شد داره تیر میباره یه مشک اومد اما شده پاره پاره لالایی گل من نه شیری به جونم هست نه اشکی که مادر رو لبهات بشونم هست میدونم تورو میدم از دست لالایی امیدم که بعد تو بیچارم تورو دست این خاک با صد گریه میسپارم حالا که تو رفتی من میبارم بابات رو که کشتن دیگه آب شد آزاد برام آب آوردن لبات یادم افتاد ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.