
متن مداحی
لاله با داغ دل خود خو گرفت وان سر شوریده بر زانو گرفت گفت ای رویت مه و ابرو هلال وی به دست ظلم جسمت پایمال نرگس چشمان خود را باز کن ای مسیحم کشتی ام اعجاز کن ای سوار کوچک بی توش و تاب حسرت پای تو بر چشم رکاب خوش به سرمنزل رسیده بار تو کس ندارد گرمی بازار تو لعل تو بی آب اگر باشد چه بیم آبرو داری تو ای درّ یتیم وسط معرکه درگیر تلاتم شده ای کشت کردند تو را خوشه ی گندم شده ای دست و پا میزنی و جان مرا می گیری مثل ششماهه ی من غرق تبسم شده ای آسمان بدنت رنگ شفق را دارد پیش خون غرق شدی پر ز انجم شده ای ؟
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.