
متن مداحی
لاله ی خشکی و از خون خودت تر شده ای بی سبب نیست که اینگونه معطر شده ای دشت را از شرر داغ دلت سوزاندی یک تنه باغی از آلاله ی پرپر شده ای تنش تیغ و تنت کرب وبلا را لرزاند زخمی صاعقه ی خنجر وحنجر شده ای سنگ بر آینه ات خورده و تکثیر شده مثل غم های دلم چند برابر شده ای ماه داماد کفن پوش، هلالم کردی شاخه شمشاد عمو، قدّ صنوبر شده ای چه کنم با غم این سینه ی پامال شده به خدا آینه ی پهلوی مادر شده ای این جماعت همه دنبال سرت آمده اند چشم بر هم بزنی پیکر بی سر شده ای دست وپا می زنی و من جگرم می سوزد خیلی امروز شبیه علی اکبر شده ای
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.