
متن مداحی
لبای تو چون کویر و چشای من ابر بارون می باره اشکام رو لبهات بگیری شاید یه کم جون لالایی، یکی یک دونه ی من لالایی، گل گلخونه ی من لالایی، بخواب دردونه ی من 2 چه زود این غنچه را پژمرد این تیر گمانم حنجرت را خورد این تیر خدایا شکر دستم بود ور نه سرت را با خودش می برد این تیر تو رفتی و دل من تنگ مانده فقط گهواره ات از جنگ مانده نشد شیرت دهم اما عزیزم به روی سینه جای چنگ مانده) دوچشمات لبریزه تمنا تمام حرفت رو کرده معنا همون روز اول بودی اصغر نذرِ بابا لالایی، علی اصغرم *** نگاهِ یک طفلِ بی شیر برا مادر مرگِ محضه دعایی کن ای عزیزم نمونم بی تو یه لحظه عزیزم، چشات دریای درده هوایِ، نفسهات سرده سرده تلظیت، منو بیچاره کرده بخواب آروم ما داریم خدایی می دونم که تو فکرِ بابایی کنار گهوارت من میخونم لالایی لالایی لالایی، علی اصغرم ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.