
متن مداحی
لب تشنه بود، تشنهی یک جرعه آب بود مردی که دردهای دلش بی حساب بود پا میکشید گوشهی حجره به روی خاک پروانه وار غرق تب و التهاب بود در ازدهام هلهلههای کنیزکان فریاد استغاثهی او بی جواب بود آخر شبیه جد غریبش شهید شد آری دعای خستهدلان مستجاب شد تا سایهبان پیکر نورانیش شوند بال کبوتران حَرم در شتاب شد اما فدای بیکفن دشت کربلا آلالهای که زخم تنش بی حساب شد هم تیر و نیزه خون تنش را مکیده بود هم داغ دیدهی شرر آفتاب بود **** لالا عزیزم شده مادرت بی تو تنها لالا عزیزم برو توی آغوش زهرا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.