
متن مداحی
لشگر که دور اُون به غِیض ازدحام کرد یک دشت نیزه، پهلوی او استلام کرد با چشم نیمه باز سر زانوی حسین از بس که زخم داشت محمد، تمام کرد عباس را صدا زدو از او کمک گرفت آنگه به جگع کردنشان اهتمام کرد از عمد رفتو آمد مرکب سوارها مانند موم پیکرشان بیدوام کرد با زحمت زیاد به تن تیرشان کشید دستی گذاشت بر سر زانو، قیام کرد حسین رویی که سر بلند کند را نداشت تشییعشان به شرم به سمت خیام کرد پای کشیده روی زمین، خندهی سپاه باید نشست ناله برای کدام کرد دلشوره داشت، کجاست آن عقیله که سرمایههای عمر فدای امام کرد زینب کجاست که آمد کنار اکبرو نگذاشت که جان دهم زخم جگر خراش مرا التیام کرد حالا رضا نشد به خجالت کشیدنم در خیمه ماندو زهر تحمل به کام کرد هرجا که آفتاب، بد دهنی، زخم کّعب نِی بر ناقه راحتی به عقیله حرام کرد گاهی سر محمدش از نیزه، گاه اُون آمد به احترام به مادر سلام کرد این گرم سایبانیو آن پاسبانیات همپای ناقه، هم رَهیش را به شام کرد ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.