
متن مداحی
لعنت به این شام فقط کتک خوردیم مدام ببخش این لکنت زبان من، من بابامو، بابامو میخوام از خدا لعنت به این شام لعنت به هرچی چشم بد لعنت به کینه و حسد لعنت به هر نامردی که عمه رو زد چشاشو دوخته، دشمن به ناموس خدا چی میکشه عمهی ما سنگ میخوره از لابهلای نیزهها موی تو سوخته لعنت به خولی و تنور میبوسمت از راه دور لعنت به زجر منو رو خاکا میکشوند بابا چه خبر از منو از عمه، جدایی ما با تو سفر آمده بودیم، کجایی انداخت سرت را وسط خاک خرابه این بود قرارت که تو اینگونه بیایی این سر همه سهم من از توست نه والله من از تو بغل خواهم و تو بیتنو پایی لبخوانی من نقطهی قوت شده حالا در دختر تو نیست توان شنوایی این زجر مرا بعد تو از زندگی انداخت بدجور اثرش مانده نه خوابی نه غذایی ما جامه به جز این نداریم بپوشیم سوهان غرورم شده انگشت نمایی بین منو تو باشد و عباس نفهمد بازار سرم امده بد حادثههایی در بازی این دخترکان جا که نداریم بااین سرووضعم همه گفتند کنیزی ما قصد شهادت زلبت بوسه گرفتم تاکه برویم از دل ویرانه دوتایی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.