
متن مداحی
ماتم زدهام محفل آقاست بهشتم در ماتم این شاه چه زیباست بهشتم تا خانۀ صدیقۀ کبراست بهشتم هرجا که بسوزند همانجاست بهشتم کز عرش میآرند دَم یا حسنم را خوب است که با اشک بشویم دهنم را *** ای حُسن خدا در نظر حیدر کرّار ای گوهر والا گُهر حیدر کرّار ای مظهر پا تا به سر حیدر کرّار ای روی تو قرص قمر حیدر کرّار هر چند بدم، رو سیهم، پَستم و زشتم من بندۀ سالار جوانانِ بهشتم *** گفتند که غم داری و غمخوار نداری مثل پدرت بی کسی و یار نداری در خانۀ خود مَحرم اسرار نداری آقا، تو نیازی به کس و کار نداری کافیست که آقای ابالفضل و حسینی یعنی همه جا حضرت بین الحرمینی *** با بال و پر سوخته، پرپر مزن این قدر با این جگرِ سوخته، پرپر مزن این قدر ای شعله ورِ سوخته، پرپر مزن این قدر با یادِ در سوخته، پرپر مزن این قدر بالای سرت اینکه چنین زار نشستهست چشمی بگشا، حضرت پهلوی شکستهست *** این بسترِ افتاده، خودش بستر روضهست این طشت کنار تو، خودش منبر روضهست با اینکه حسین بن علی محشر روضهست گیسوی سپید تو، خودش آخر روضهست این زهر که دور جگرت گرم طواف است همدست همان ضربۀ سنگین غلاف است *** دل از تو رمیدهست چِهل سال جلوتر غم را طلبیدهست چِهل سال جلوتر قدّ تو خمیدهست چِهل سال جلوتر رنگ تو پریدهست چِهل سال جلوتر هر چند که در ماه صفر سوگ تو برپاست مرگ تو همان لحظۀ افتادن زهراست *** ارباب دو عالم خبرت را که شنیده تا خانۀ تو در وسط کوچه دویده با دیدن حالَت، جگرش تیر کشیده شمشیر ابالفضلِ علی، جامه دریده دیدند ملائک همه بی طاقتیاش را آشوبِ دل سوختۀ غیرتیاش را *** باید که بمیرم، که پریشان شده زینب با دیدن حال تو هراسان شده زینب آن قدر چکیدهست که باران شده زینب دلواپس فردای عزیزان شده زینب ای کاش که داغت به دل او ننشیند خون جگرت را به دل طشت نبیند *** از طشت سخن گفتم و یک دفعه فضا رفت تا شام بلا، پایْ به پایِ اُسرا رفت قدری که در آن بزم، سوی طشت طلا رفت چشم دل من پای سر خون خدا رفت چون دید چنان چوب به لبهاش نشسته فهمید که دندان ثَنایاش شکسته ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.