
متن مداحی
مادرتو ندیدن سرتو میبریدن روی سینهت پرید و روی سینهت دویدن دستاش میلرزه خنجر میافته با صورت رو خاک مادر میافته و شمرُ جالسٌ، نفَس مادرت گرفت دوباره خنجرو به روی حنجرت گرفت سرت رو که بُرید، روبهرو خواهرت گرفت اومده مادرِ تو، این دَم آخر تو با معجرش ببنده چند تا زخم سرتو از بالای تل، زینب میبینه قاتل بالای، سینهت میشینه و شمرُ جالسٌ، سینه با ساق پا شکست به تو لگد که زد، کمر مصطفی شکست پهلوی مادرت، دوباره بیهوا شکست نعلها و پیکرِ تو، نعلها و خواهرِ تو جاش روی چادرِ من، نعلها و مادرِ تو راهیِ شیب گودالت کردن با سُم مَرکب پامالت کردن و اَسرجت سرت، چی آوردن به خاک و خون و اَلجمت تنت، شده چند تیکه استخون تَنقّبت حسین، شدی حاء، سین و یاء و نون
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.