
متن مداحی
مادر بمان خدا نکند که ولی اگر رفتی مرا بغل کن و همراه خود ببر همسایهها به وقت ملاقات تو به هم گفتند حال او شده مانند محتضر رنگت پریده است بگو که چه میکشی از دست زخمهات که هر لحظه سرختر تب کردهای ولی چه تبی هر چه میکنم تب بر نمیشود نم این دستمال تر هر بار چشمهای شما بسته میشود آشفته میشود و به سر میزند پدر وای مادرم... خود را به خواب میزنی اما کدام خواب بیدار هستی از سر شب تا خود سحر پا میشوی و پا شدنت میکُشد مرا دیوار تکیهگاه و خودت دست بر کمر کی گفته بالهات برای پریدن است ما را به زیر بال و پرت جمع کن نپر بی فاطمه که فیض دمادم نداشتیم حتی نشانهای ز خدا هم نداشتیم زهرا اگر نبود مسلمان نمیشدیم بی فاطمه پیمبر خاتم نداشتیم بی فاطمه ولایت هر شیعه ابتر است زهرا اگر نبود علی هم نداشتیم زهرا تمام معنی قرآن و عترت است زهرا نبود رشتهی محکم نداشتیم شُکر خدا زمادریِ مادر حسین هرگز غمی میان دو عالم نداشتیم مدیون مادریم، اگر سینه زن شدیم بی فاطمه حسین و محرم نداشتیم بال مرغ روحم، هوای کربلا کرد دل شکستهام را، اسیر و مبتلا کرد نه تاب و نه توانم، به لب رسیده جانم که هر چه کرد با من، فراغ کربلا کرد بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.